close
تبلیغات در اینترنت
برخی با اظهار نظر های تندروانه و نیز غیر کارشناسی، خود را مضحکه عام و خاص کرده اند!

 

 برخی با اظهار نظر های تندروانه و نیز غیر کارشناسی، خود را مضحکه عام و خاص کرده اند!

چقدر اسلام مظلوم واقع شده است. در زمانی که قوی ترین حکومت دینی یعنی حکومت تشیع در یک کشوری با سابقه دیرین سه دهه و اندی بر پا شده است.

در گیرودار انقلاب، چه قبل و چه بعد از آن افراد و گروه های متعددی از ارتجاع ، ارتجاع دینی و امثال آن سخن گفتند.

 

ما در آن زمان با آنها به مشاجره و بحث می پرداختیم اما گویا ما غافل از آن بودیم که از این گروه ها مصادیقی هم وجود دارد!چون طولی نکشید که داد جگر سوز امام هم بلند شد که پدر پیرتان از این گروه چه چیزها که ندیده است( نقل به مضمون).

در یکی دو دهه گذشته یکی دو تا فرد شناخته شده در کشور در تریبون های رسمی گاه آن قدر سخنان سبک و بی منطق می زدند که برای مردم عادی شده بود و لذا اگر در یک زمانی چیزی نمی گفتند، مردم تعجب می نمودند. به هر حال در هر صنفی از این گونه افراد استثنایی وجود دارد.

اما چیزی که الان نگران کننده است این است که این گونه برخورد ها از سطح فرد بیرون رفته و به تفکر تبدیل شده است. تفکری که تا اندازه ای هم در مجاری قدرت جای پا باز کرده و از طرف گروه های با نفوذی نیز پشتیبانی می شوند.

این گروه ها متأسفانه مصادیقی دارند که در اذهان مردم نماینده دین مبین هستند بنابراین مردم ، عمل آنها را مقیاس قرار می دهند! این معیارها زمانی خطرناک است که برای حرف های خود استدلال عقلی و علمی نداشته و یا نتوانند این استدلال را جاری و ساری نمایند و از دگر سو گاه از طریق اعمال قدرت و تهمت بخواهند آن را به نسل جوانی که در برابر هزاران و میلیون ها موج متعدد قرار دارد، تحمیل نمایند.

به خدا انسان دلش می سوزد. برخی با اظهار نظر های تندروانه و نیز غیر کارشناسی، خود را مضحکه عام و خاص کرده اند! مگر می شود انسان در عالم علم و جستجوی آن تشکیک کند! این چه حرف هایی است که برخی می زنند. حداقل این درد دل ها را از زبان امسال من بشنوید بهتر است تا نامحرمان انقلاب آن را به شما بگویند.

روزگاری ما نوجوان بودیم. به حرکات امثال شما نگاه می کردیم که چگونه غذا می خورید، دستتان را می شویید.آب می نوشید، حرف می زنید ، تا با الهام از رفتار شما برای خودمان الگو داشته باشیم. شما کاری نکنید که این پیرمردان که مردند، دین را با خودشان به گور ببرند! من نمی خواهم زیاد توضیح دهم که در آن صورت بدتر از بد خواهد شد. نه به حاطر آنکه بترسم ، بلکه به خاطر آن که دلم برای این قشر و دین می سوزد. والله من درد دین دارم. والله درد انقلاب دارم. والله قسم دلم برای شهداء یک ذره شده است!

این چه سخنی است که ما در دنیایی که ادعا داریم ، شیعه اجتهادش به خاطر آن است که همیشه برای نسل معاصرش جواب داشته باشد و به تعبیری نو فکر کند و نو بیندیشد، این طور تشیع را قربانی می کنیم! شاید شما ها بگویید ما متخصص هستیم و بهتر تشخیص می دهیم! باید به استحضار رسانده شود ما هم در شاخت مردم و جامعه در جای خود به اجتهاد رسیده ایم . ما درست است که در امور فرعی دین خود ومسایل فردی به اهلش رجوع می کنیم اما در تخصص خود صاحب نظریم.

برای یک عالم دینی اسوه دیگر معنا ندارد. اسوه او روش استخراج و دست بابی به علم صحیح می باشد. اما این نه به آن معناست که انسان از سایرین و به ویژه از دیگران در علوم مختلفه استفاده و بهره نبرند. سخنم با انسان هاست . معصومین از این قاعده سخن من مستثنی هستند.

آیا این سخن درستی است که ما یک قهرمان ملی کشور خود را که در راه آرمان های صحیح و توسعه و پیشرفت کشور به شهادت رسید را عامل سکولاریسم بدانیم؟! فرض را بر این بگیریم که شما استاد بزرگوار درست می فرمایید، اما در این گیرو دار ایجاد شده به عنوان وهابیت و اعوان آنها و به قول امروزی ها تکفیری ها، دانشگاه اسلامی ما یعنی حوزه های علمیه چه میزان نقش داشته تا بتواند نقش های آنها را نقشه بر آب کند!

فرزند شهید انصاری هفته گذشته در جلسه ای در یکی از دانشگاه های  تهران در بین فرهیختگان ایثار گر گفتند، بدون تعارف در کشورهای خارج باید اول ثابت کنی که مسلمانی و بعد کارت را شروع نمایی! شهید انصاری هزاران نفر را در سودان شیعه کرد ، بقیه چه کار کرده اند؟! چرا جوانان ما راهی می روند که بر خلاف راه پدران و مادران و مدیران کشور است؟! بدان فکرکرده اید؟ آیا حوزه های علمیه باید این تک های دشمن را پاتک کند یا دانشگاه؟ یا هردو ؟ اما در این شبیخون فرهنیگ به قول رهبر انقلاب عناصر« لجمن» در این خط جنگ چه کسانی باید باشند؟! کسانی که دانشگاه را دروازه شکست و نیز بی دینی می دانند؟! در این صورت ما با کلیسای دوران تاریک اروپا چه تفاوتی داریم؟! امام آمد تا از این رنسانس در اسلام و بین صنف مربوطه جلوگیری کند و این موضوع را مرحوم حاج احمد آقا در نامه  به آیت الله منتظری یاد آور شده اند و سخنان ایشان مضبوط است.

اما یک جمله را نیز بگویم که نمی شود از آن گذشت! سوال از سخنران محترم این است که در زمان ایران باستان که در ایران دانشگاه وجود داشت( سوای از دوره های دیگر و سایر کشورها) آیا آن زمان هم انگلیسی بود که دانشگاه را برای مقابله با حوزه ایجاد نمود؟!!!!!!!!!

شکافتن کلمه کلمه  و جملات بسیار درد آور و سخنان آن بزرگوار در دانشگاه را به قلب زخم دیده ام وامی گذارم اما همین قدر به طورکلی  و سربسته بیان کردم که این سخنان جزء این شده که برخی از بزرگان دراین کشور و برخی صنوف مورد مضحکه دیگران قرار گرفته اند ، نتیجه ای ندارد! و این برای من به عنوان یک بچه مسلمان  و بازمانده زین الدین،همت وخرازی و سایر شهداء بسیار سنگین تمام می شود!





برچسب ها : ارتجاع، مضحکه، دانشگاه، حوزه، قهرمان ملی,