close
تبلیغات در اینترنت
سخنی دوستانه با برخی نمایندگان مجلس

 

برخی نمایندگان فکر نکنند که سابقه آنها پاک شده است!!!

زندگی بشر زیر و زبَر هایی دارد و این یک امری عادی است. اما برخی افراد،  این تغییرات را پذیرا هستند و برخی در فرایند زندگی هرچند تغییر می کنند، اما خود را در زمانی مشخص « فریز شده » قرار می دهند.

 

برخی از نمایندگان مجلس که خود به لطف فیلترهای سیاسی برخی نهاد های داخلی و نیز بی عدالتی برخی نهادهای شهرستانی و استفاده ابزاری از احساسات مردم ، به این مکان راه یافته اند، یادشان رفته است که همه چیزشان از همین مردم است! یادشان رفته که در جنگ از همه گروه ها حضور داشتند و ای بسا برخی از گروه ها که در حاشیه اند ، در آن زمان پیشرو هم بوده اند!

این افراد از آنجا که همه چیز و یا قریب به همه امتیازاتشان به صورت باد آورد بوده  است ، فراموش کرده اند که راه رسیدن به بهارستان به چه بهایی باید به دست بیاید و آنها چگونه آن را به دست آورده اند؟!

انسان برخی مواقع با دیدن فیلم کلاه پهلوی که اخیراً از تلویزیون پخش شد، شخصیت « کریم وطن پرست» را در تعدادی نه چندان کم از برخی انسان ها می بیند!

برخی از نمایندگان مجلس فکر نکنند که گذشته آنها پاک شده است ! اگر این گذشته در اسناد به نحوی پاک گردیده باشد، در اذهان مردم، و در گوشه های حافظه آنها ، وجود دارد.

مردم را ساده نپندارید! زمانی که انقلاب شد، بسیاری از فیلم ها و نوارهای غیر مجاز و مبتذل و نیز برخی اسناد توسط بسیاری از بین رفت و گویی که یک نوار از قدیم باقی نخواهد ماند و با برخورد «گشتاپویی برخی نهاد های انتظامی» حتی داشتن نوارهای سنتی و محلی با حکمی سنگین روبرو شد. پس از دو تا سه دهه که از انقلاب گذشت و کمی دنیا دچار تغییرات تکتولوژیکی گردید، ناگهان این آثار چون علف های هرز از گوشه و کنار سر بر آوردند! این ها را چه کسانی نگهداری کرده بود؟! من یا شما ؟! هیچ کدام . این ها در بین مردم بود. نه همه مردم. اما هرکس از دیدگاه خودش هرچیز را که دوست داشته باشد ، نگهداری می کند.

اول انقلاب که پایه های حکومت سست شد، بسیاری از پیرمردان که در روستاها و عشایر در اواخر عمر خود بودند، با سوار شدن بر چهارپایان بچه های خود را به غارها برده و اسلحه هایی را که دوران رضاشاه و پسرش به زیر خاک دفن کرده بودند، درآوردند. من در دوران نوجوانی خود شاهد این چنین جریاناتی بوده ام.

این مطالب را نگاشتم که آقایان نماینده ( و حتی بسیاری دیگر از مدیران دیگر قوا) بدانند که مردم آنها را می شناسند! لذا این افراطی گری ها نه به دلیل دلسوزی بلکه به خاطر نگه داشتن فضای فعلی است که آنها در آن قرار دارند. در دوران دانشجویی دکتری ام با یکی از دوستان دانشجویم که از فرزندان معظم شهداء نیز هستند، به دفتر یکی از مسوولین یکی از دانشگاه های واقع در شهر تهران بزرگ  رفتیم  تا پیگیر یک کتابی به زبان لاتین باشیم زیرا قرار بود که کتابی را باکمک استاد ترجمه کنیم و آن دوست من « مبصر کلاس!!!» بود و من نیز با او رفتم. کتاب را گویا باید آن مسوول به ما می داد.به نزد ایشان رفتیم. از ما خواست که خود را معرفی کنیم، دوستم هردو را معرفی کرد.  او از ما با احترام پذیرایی کرد. در بین همه صحبت هایی که رد و بدل شد ، یک سخن از زبان آن استاد بیرون آمد و من فکر می کنم ما را محرم خویش دانست که آن را بیان کرد که عرق شرم بر پیشانی من نشست!

همه را که یکی یکی از دوستم می پرسید و او جواب می داد ، او هم می گفت آها، راستی فلانی را خودمان دکتری را بهش دادیم. تا به یک نفر رسید. او بر روی صندلی خود جابجا شد و گفت : نه حقاً که او درس خواند و با وجود مسوولیت در پروژه ای عظیم ( با وجود درخواست ما مبنی بر نیامدن کلاس ها) نپذیرفت، تک تک کلاس ها را حاضر بود و بهترین نمره را گرفت و بهترین دفاع را نیز نمود.

آن استاد شماره مرا گرفت و شماره اش را نیز به من داد ، اما به دلیل شرمندگی از کار آن چند  نفر هیچ وقت به سراغش نرفتم.

برخی از نمایندگان را من می شناسم ، از این قشرند! لازم نیست که برافروخته شوند. آنها را می شناسم . از آنها سند شفاهی و کتبی دارم. این نمایندگان در دوران مسوولیتشان در برخی استان ها ، دروغ هایی را به رهبری بستند که خدا می داند، نه فقط رهبری به هر انسانی این دورغ ها بسته شود، ظلمی آشکار به اوست.

من در یکی از شهرستان ها به فرستاده این فرد، گفتم والله رهبری چنین حرفی نمی زند زیرا چنین اموری رهبری را از عدالت می اندازد و این سخنان بوی بدی به همراه دارد! آن دوست از من در باره وضعیت شهرستان کمک خواست و یک روز در یک اتاق همه را بیرون کرده و دو نفری از ساعت 8 صبح تا 11 با هم صحبت کردیم و لذا فردا وقتی سراغش را گرفتم شهرستان را ترک کرده بود. زیرا او به حرف های من اعتقاد داشت.

این گروه ازنمایندگان کسانی بودند که در زمان تصدیشان برای حمایت از یک کاندیدا، هرچه توانستند به بیت معظم امام تهمت زدند، تمام آن چه را در توان داشتند به  کار گرفتند و نهایتاً مردم راه خویش را رفتند!

به نظر شما مردم،  این کارآنها ضدیت با ولایت فقیه نیست؟! پس از پایان انتخابات در حوزه مدیریت یکی از این آقایان که این روزها زیاد هم افاضه می فرمایند، بسیاری از دلسوزان انقلاب آواره و آن عده محدود که هیچ وقت وزنی در بین دیگران نداشتند نیز به پست هایی رسیدند که هرگز لیاقتش را نداشتند. البته حوادث بعدی نشان داد که تیغی برنده تر از عدالت الهی نیست،  اما این ها نمی دانند و نمی بینند. دیشب به دلیل بیماری یکی از بستگانم نتوانستم خاطراتم را مرور کنم . امروز به محل نگهداری آن ها رفتم . برخی از صفحات آن دوران را که دیدم نشستم و گریه کردم ! زیرا زمین تا آسمان دنیا و آدم های آن تفاوت کرده اند! برخی بر پیکره نظام ظلم کردند، تا پست بگیرند، ترفیع بگیرند،اسمی و رسمی پیدا کنند ودر یک کلام چون هیچ نیستد از پشت دیگران بالا رفتند و خدا نیز حی و حاضر بود. واگر چنین نمی کردند و بودجه این مملکت را به هدر نمی دادند و سالی حداقل یک پالایشگاه نفت و یک پالایشگاه مواد دیگر می ساختند، امروزه آمریکا عددی نبود که این طور برای ما « عربده » بکشد! نتیانیاهو این نطفه حرام صهیونیستی و غاصب سگ که بود، برای آمریکایی های بدبخت و نوکر صهیونیسم جهانی نقشه راه بکشد  و به زعم بنده که سخنان ناپخته اوباما را شنیدم، اگر ما همان مردان همت صفت، طاظمی صفت، حرازی و زین الدین و باکری و بروجردی و دیگر ها باشیم و نه برای پستی هر روزی در رنگی غلت ببخوریم، و نه برای امتیاز شرکتی خود را به آب  آتش بزنیم، نیز آمریکا هیچ غلطی نمی کند والا......

به مطلب اصلی ام برگردم . این آقایان ، در روز گاری نیز با بازی با احساسات مردم به بهارستان آمدند  الان نیز با غوغا و اظهار دلسوزی؟!!! خود را مدعی می دانند. بنازم به زبان رهبری انقلاب که مشت محکمی بر دهان این افرا د زد! اما هنوز عده ای برای خود راهی و تفسیری دارند.

جناب نماینده! مورد نظرمن ، زیاد به خودت وقدرتت خوش بین نباش. زیرا ناگهان کاسه هاس صبر لبریز می شود و برخی عکس ها و نوشته ها در این فضای مجازی با دست چنین فضولی که «نه سرِ خویش می خواهد و نه سلامتی صاحب» منتشر می گردد. پس بر خود و مردم ظلم نفرمایید. ضمناً بدانید که هنگامی که شما ها بر مسند نمایندگی نشستید( در واقع قبل از نشستن ) بسیاری از شما همچو بولدزر درو می کردید که من به یکی از این همکاران شما بسیار خرده گرفتم. انتظار دارید یک مشت انسان کوته فکر که تا نوک بینی خود را بیشتر نمی بینند، در پست های کلیدی چون وزارت علوم باقی بمانند! یعنی شما اگر وزیر فعلی علوم را برکنار کردید( وزیر یک هفته ای) ، دیگر آدمی مثل او معرفی نمی شود؟! اگر در بین مردم نیستید بدانید که مردم نه شما را و نه تفکر شما را قبول ندارند! شما تعدادتان هرچند باشد، فقط مورد قبول آنان هستید که از این جوی،  آبی به مشک آنها نیز می رسد! مردم رای دادند که این مسیر را تغییر دهند. به صورت ناشناس بین مردم بروید و با خود خلوت کنید اما بالاغیرتاً با نفس خودتان صادق باشید!

دانشجویان و ساتید ، فراموش نمی کنند که مداحانی استاد شدند، و استادانی که با تهمت خانه نشین شدند! اگر قوه قضائیه بخواهد پیگیری جدی کند ، باید بسیاری از این روسا از جمله صدر الدین شریعتی ریس به ناحق نشسته بر صندلی دانشگاه علامه را محاکمه نماید! شما آن موقع بیدار بودید و هشیار. چرا به داد اساتید و مفاخر این مردم نرسیدید؟! مگر این ها ایرانی و انسان نبودند؟!

در دوره همین آدم که سیادت را نیز یدک می کشد، بسیاری در چهار سال از دیپلم به دکتری رسیدند و پا در سال پنجم نگذاشته عضو هیئت علمی دانشگاه گردیدند؟! چرا این ها را به یاد نمی آورید؟! گویا دخترانی که مورد آزار و اذیت مسوولین حراست یک دانشگاهی قرار می گرفت، نتیجه اشا این شد که آن دختر که حاضر به تن دادن به ضیغه( در حقیقت فساد زیرا دختر باکره بدون اجازه پدر نمی تواند صیغه کسی شود) آن فرد نشده بود، برایش پرونده ساختند و در حالی که او فیلم داشت ، شاهد داشت، سند داشت اما اورا اخراج کردند، شما ها کجا بودید؟!

از کجای این بی عدالتی 8 ساله بگویم. روز 13 آبان 1389 افرادی به نام وزارت اطلاعات مرا در سرکوچه محله مان ربودند، شکنجه کردند، فحاشی نمودند، و آن قدر به زعم خویش خردم کردند، اما خودشان را خرد کردند!ززیرا به قول شهید نواب صفوی « آرزوی یک آخ گفتن را به دلشان گذاشتم» مگر ناخن هایم را تا نیمه نکشیدند؟!  اینان تروریست هستند یا نه؟ اگر نیستند ترور را تعریف کنید؟ جرم من ،یعنی رزمنده ، سپاهی،برادر شهید، داماد خانواده شهید، جانباز، پدر پاسدار و...چه بود؟! جرم من انتقاد به وزرای آقای احمدی نژاد در دوره اول  و عملکردش به ویژه حرف های پوپولیستی اش بود! من که دردوره دوم به دلیل سرو صداهایی که بوی توطئه از آن می آمد ، چیزی نگفتم. البته توطئه ای که به زعم من و بسیاری حتی از نمایندگان ، هنوز توطئه گر اصلی راست راست در خیابان می گردد و میلیاردها ریال و تومان از بیت المال را به هدر داد و شما ها ساکت بودید!

به شما توهین کرد، مدارک شما ها را تقلبی اعلام کرد، حال آنکه مدارک بسیاری از نیروها  خط قرمزش دارای ابهام بود و صرفاً دکتر مطهری ایستاد و در آستانه سالی نو همه نمایندگان را به سخره گرفت!

ای مصیبت ! واویلا! شما نماینده اید، ازپشتیبانی رأی مردم برخوردارید، در برابر پرونده سه هزار میلیاردی در استیضاح حسینی چه کار کردید! بر صندلی ریاست مجلس از وی دفاع شد! رییس دولت هم چون مطمئن بود آمد و یک تعارف معمولی کرد و به ریش همه شما ما خندید و رفت! وزیرش نیز ابقاء گردید.

 در جریان پرونده مرتضوی چه کردید؟  یک وزیر را آوردید در صورتی که باید رییس جمهور را استیضاح می نمودید!

در جریان انحراف از برنامه در برابر یک فردی مستبد و فردی که مملکت را به قهقراء می برد، چه کردید؟ فقط بلدید که از اصلاح طلبان و دیگرانی که باشما نیستدند، ضد انقلاب بسازید!

من برادرانه به شما دوستان توصیه می کنم اگر برای دین و انقلابتان دل نمی سوزانید به همین پست های فعلی خود رحم کنید و دو سال دیگر را در نظر آورید که آن زمان در ته جدول غصه نخورید!

من با سلام بر نماینده شهرم از او( که تا به حال به هیچ نامه من جوابی نداده است) درخواست عاجرانه دارم که با توجه به وضعیت نامطلوب منطقه و به ویژه رستم و نیز جاده کمربندی مصیری که قتلگاه مردم شده است  و اخیراً یکی از پدران شهداء و از رزمندگان دوراندفاع مقدس  که فردی بسیار مفید برای جامعه بود، در روز جمعه هفته گذشته در هنگام رفتن به نماز جمعه در این جاده با تصادف جان به جان آفرین تسلیم گفت و منطقه رستم به خصوص بخش مرکزی را در سوگ برد، اقدامی عاجل فرمایند.

خدایا بر زبان ماآن جاری کن که در صلاح ماست.





برچسب ها : نمایندگان مجلس،عملکرد، رهبری، غوغاسالاری,