close
تبلیغات در اینترنت
تغییرات و مقاومت ما

 

به نام خدا

تغییرات و مقاومت ما

1. در سریال« روزگار قریب» که بر اساس واقعیت و زندگی نامه مرحوم دکتر قریب ساخته شده بود، عده ای در روستاها و برخی شهرها به درون مدارس جدید وارد شده و همه چیز را آتش زدند ، زیرا می گفتند، مطالب این مدارس جزء مصادیق امر ضاله است.

 

مثلاً خواندن جغرافیا گناهی نابخشودنی بود که پدر دکتر قریب به معلم مدرسه گفت اسم درس را طوری تغییر بدهید تا از حساسیت بکارهد مثلاً علم جهان الهی( مثال از خود من است).

2. استادی داشتیم که در دوره دکتری به ما درس نقد نظری می داد. بسیار شیوا سخن می گفت و از مسوولین دانشگاه و از مشاورین سال های سال دولتمردان بود.

این استاد عزیز دو خاطره برایمان تعریف کرد. یکی اینکه روزی که درسم در شش سال اول تمام شد و قرار بود ادامه دهم به دلیل تعطیلی دبیرستان توسط خان منطقه ( جایی که بچه من و بچه رعیت باید باهم بنشینند باید تخریب گردد)، مقرر شد من برای ادامه تحصیل به شهر بروم. اهالی تشکیل جلسه داده تا در مورد من تصمم بگیرند! عین لفظ بکار گیری شده توسط استادم این بود « ومن هم مثل یک گوسفندی که نگه داشته اند که آیا او را بکشند و یا آزادش کنند ، ایستاده بودم تا نتیجه جلسه چه می شود». او ادامه داد مردم می گفتند می رود و با درس خواندن از راه بدر می شود و بی دین می گردد. بیاورید همینجا ما سر هم می کنیم و برایش زمینی در نظر می گیریم درخت خرما بکارد تا روزگارش هوب شود اما این ننگ را برای بچه تان بر خود نپذیرید. می گوید اما نهایتاً پدر من ، مرا به شهر فرستاد.

او در جای دیگر می گفت: آن روز ها می گفتند دوچرخه سواری«end» خلاف است! و من هم بسیا ر علاقمند بودم. دو یا یک قران می دادم و دوچرخه سوار می شدم. یکی از محلیان مرا در شهر سوار دوچره دیده بود و سریع خود را به خانه ما رسانده و به پدرم گفته بود، چه نشسته ای که خانه خراب شدی! پسرت در شهر سوار دوچرخه بود. به نظر مردم هر چیز نو گناه محسوب می گردید!

3.یکی از عمه های خودم تعریف می کرد ما با هزار زحمت به مدرسه رفتیم. به ما اجبار شد که توپ بازی کنیم. می گوید یکی از همسایه ها به پدرم( که اصلیت شهری داشت) گفت، دختر کجا که پایش را بلند کند و زیر توپ بزند و آن قدر گفت تا پدرم( پدر بزرگ من) دخترش را از مدرسه برداشت!

4. همیشه در طول زندگی بشر تغییرات به سختی پذیرفته می شوند و معمولاً صنف های قبلی نیز بر طبل مخالفت می کوبند.

5. روزگاری در شهرستان ما که منطقه کشاورزی بود، صادرات برنج ممنوع بود( دهه 60 شمسی) و لذا راه ممسنی و به ویژه کازرون به سختی توسط سپاه و بسیج و نیروهای مردمی زیر نظر بود که برنجی صادر نشود و از آن طرف نیز آرد ، مرغ و برخی موارد دیگر قدغن بود. من یادم می آید بین ده تا بیست کیلو برنج راگرفتیم و به سپاه بردیم( بچه بودیم وبر ما تکلیف شده بود که این کار حرام است) آن آقا برنج را رها کردو رفت وحرف های نیش داری به ما زد. من آن حرکت را از همان روز رها کرده و یک نفطه سیاهی در زندگی ام می دانم و از خودم خجالت می کشم. آخر اگر برنج ممسنی به کازرون نرود، به شیراز وبوشهر نرود و خرمای آنها و سایر کالاهای آنها به ممسنی نیاید، مردم چگونه زندگی کنند! بماند که به قول همکار قدیمی ام تفکرات جوشکارانه و خیاطی و چوب بری ( به دلیل شغل قبلی برخی مسولین) بهتر از این نمی شد!

6. مورد بعدی ویدئو بود. سال ها بحث ویدئو در ایران گریبانگیر مردم بود. یکی ازرفقا تعریف می کرد، ما از روستا یکی یا دوتا فیلم ایرانی و مجاز را زیر پیراهن خود پنهان کرده و به شیراز می رفتیم و در یک خانه با قفل کردن درب خانه و نگهبانی به موقع آن را نگاه می نمودیم.

7. دکتر علی مندنی پور وکیل پایه یک دادگستری  و استاد جامعه شناسی خانواده و جامعه شماسی انحرافات اجتماعی من در دوره لیسانس به دلیل قرابتی که با ما در مصیری داشت، در گاهی وقت ها باهم گپ می زدیم. برایم تعریف کرد ، یکی از اتهامات موکلنم این است که فیلم « جنگجویان کوهستان» را از او گرفته اند. فیلم را به ارشاد فارس ارسال کرده ایم ، جواب داده اند فیلم غیر مجاز است و این درحالی است که این فیلم به صورت سریال از تلویزیون ایران پحش شده است!

8.و........ در طول تاریخ ایران از این نمونه ها بسیار است.

9 . بحث فیس بوک و شبکه های اجتماعی در ایران و نیز بحث ماهواره ها ، بحث داغ این روزهاست. گفته اند چندین میلیون آدم عضو فیس بوک هستند. یکی می گوید ،جرم نیست اما دور زدن فیلترینگ جرم است.

سوال: پژوهشگری که باید مقالات علمی را بخواند و به دلیل وجود برخی کلید واژه ها  و تنظیم فیلتر در کشور آن ها فیلتر هستند را چگونه باید باز کرد. من هود مقالاتی را دیدم که فیلتر بودند و بعد از جایی ( بیرون از خانه و در کافی نت) آن را با فیلتر باز کردم. این مقاله در باره کشاورزی و مسایل مربوطه دراسترالیا بود. بعد از بررسی متوجه شدم یکی دو تا زن با شلوارک در آن مزرعه تصویرشان وجود داشت و یا در یک مقاله اسمی از بهاییان برده شده بود و الا من دیگر چیزی که قابل ذکر باشد ندیده ام.

دولت و به طور کلی حکومت ما چه بخواهد و چه نخواهدمردم از این شبکه ها استفاده می کنند وبرخی افراد به دلیل وجه و روحیه خود و نیز فرار از قانون گریزی مجبورند استفاده ننمایند واز طرفی بنا به فتوای رهبر انقلاب بستگی به مواردی دارد.

بنابراین ، باید یا بهتر از آن را ایجاد کنیم تا مردم به داده های دنیا دسترسی داشته باشند( همه که برای چت و تفریح غضو نمی شوند) و یا به خود افراد واگذار کنیم. مگر رساله ها ننوشته اند نگاه کردن به برخی جاهای محرم به جز برخی جاها اشکال ندارد ، اما برای آن شرط گذاشته است و آن این است که در صورتی که به قصد لذت نباشد.

باید فضا جامعه طوری شود که افراد خود به سمت برخی چیز ها نروندو الا: الانسان حریص علی ما منع، انسان نسبت به چیزی که منعش می کنند، حریص است.

من به نظرم می رسد به اصطلاح عامیانه و با فهوای همشهریان من، دولت و سایر قوا و رجال سیاسی « رویشان نمی شود» بگویند این امر آزاد است و الا این همه عضو در شبکه با فیلتر جز اینکه خستگی و اعصاب خرد شدن به دلیل کندی  سرعت و .... چیزی در بر نخواهد داشت.اما به این نکته هم باید توجه نمود که برخی واقعاً نمی خواهند قانون شکن باشند و از طرفی صرفاً برای استفاده هی علمی و مشابه آن باید استفاده کنند.

10. جوانان ما چه گناهی کرده اند که باید با تفکر و سلیقه برخی انسان های خاص سبک زندگی خود را انتخاب کنند، لباش بپوشند، موی سرشان را چطور بزنند( البته این دلیل نمی شود که من حجاب را قبول نداشته باشم) . من می گویم شلواری را که همه می پوشند، برخی آدم ها نمی توانند بپوشند زیرا در گزینش ها رد می شوند، امتیازاتشان در حفظت ها ن حراست ها کم می شود  و..... اما بعد که از مد افتاد باز مد جدید ممنوع شده و همان افراد بدبخت همان شلواری را که روزی ممنوع بوده است را می پوشند! گویی نو بودن در این کشور جرم است! من زمانی به یکی ازهمکاران که به شلوار لی من گیر داده بود گفتم این شلوار الان حکم یک زن دست اول و دختر را دارد اما دو سال بعد که شما پوشیدید، مثل این است که زن بیوه گرفته اید ( این را به طعنه و مسخره گفتم) البته بعداً از دلش در آوردم.

11. پول را و ملک و مال را و پوشیدن و تیپ بودن و صورت جلا و زیبا را برخی گویا خلاف دین می پندارند و از دین یک صورتی خشن، نا بهنجار به منظره می گذارند حال آنکه در دین النظافه من الایمان داریم.

سخن آخر اینکه باید آگاهی را بالا برد. مردم تشنه اند، من شخصاً سخن از « شکاف نسلی» را به طور تام و کامل قبول ندارم. باید بین فرهنگ من و  پسرم تفاوت وجود داشته باشد. جامعه که ایستا نیست، فرهنگ که یم زیرساختی از جامعه می باشد، ایستا و راکد نیست. مگر قرار است پسر من و نوه من مثل من فکر کند، مثل من بپوشد، مثل من غذا بخورد.

مثلاً چون من به « کش لقمه»( پیتزا) علاقه ندارم ، باید همه در خانه آبگوشت بخورند؟! خوب در اینجا معلوم است که تنش به وجود می آید. من مثلاً به نوار محلی و یا چه می دانم خوانندگان سنتی علاقه دارم . آیا باید بچه من هم همانها را دوست داشته باشد. من خودم ده ها دلیل برای برخی آهنگ های رپ که واقعاً آهنگ نیستند و با سر و صدا و طبل و تمبک اجرا می شوند مخالف هستم و سرم نیز به درد می آید اما می توانم به بچه ام( مثال می زنم) بگویم بابا بیا با هم کنار بیاییم هم من وهم تو صداشو کمی کمتر کن. تا نه تو اذیت شوی و نه من.

به هر حال ما بخواهیم یا نخواهیم باید با تغییرات دنیا به پیش برویم . پس بهتر است ، به جای محصور کردن خود در دیوارها مثل کشورهای کمونیستی ، بیاییم و زنده  و متحرک و پیا بوده و در دنیا حرف برای گفتن داشته باشیم. یعنی سنگر ما سایر سنگرهای دنیا را تحت الشعاع قرار گیرد و الا به نمره ، حضور غیاب و ارزشیابی کسی محجبه نمی شود( پیشنهاد شیخ  احمد جنتی در نماز جمعه برای حجاب).

 





برچسب ها : تغییرات، مقاومت،جنتی،فیس بوک، ویدئو، دوچرخه،شبکه اجتماعی,