close
تبلیغات در اینترنت
گوناگون

آخرین مطالب



 

قربان برم خدا را ، یک بام و دو هوا را *** این ور بوم گرما را آن ور بودسرما را

داستانش را فعلاً نمی گویم که چرا به این شعر منتهی شد. بماند برای بعد اما.....

  سایت عصر ایران نوشت:  

دنباله نوشتار...

 

ناصرالدین شاه و اطرافیانش


می گویند روزی ناصرالدین شاه به حرمسرا رفته بود. نوکران و چاکران دربار منتظر بودند تا شاه بیرون بیاید و ادای احترام کنند. مدتی منتظر ماندند. شاه بیرون آمد. چشمانش خواب آلود بود و بی حال، سلام  قربان صدقه ها شروع شد. هرکس از ماموریت خود صد چندان غلو می کرد و می گفت اما شاه  اصلاً در فضای دیگری بود. گفت پدر سوخته ها این  خزعبلات چیست که می بافید. بروید و شاعری بیاورید تا شعر بگوید.

دنباله نوشتار...

 

به نام خدا

وای به حال عالم دینی که خود را مقیاس دین قرار دهد!

من بر آن نیستم که به طور مشروح به این امر بپردازم  و مستندات ارایه دهم اما ابتدا برای خودم ( نه به عنوان یک عالم دینی بلکه به عنوان یک  مقلد در فروع دین) و سپس به سایرین تذکراتی بدهم که خدا فرموده به هم تذکر بدهید که در آن نفعی برای شما وجود دارد.

دنباله نوشتار...